|
|
|
|
|
سلام
این داستان فقط بازی با افسانه هاست. اژدها ها امروزه موجوداتی خونسرد و صلحجو هسند و ذاتا فقط برای ازادی خود میجنگند. نسلی که ما از اژدها ها اینک میبینیم با رفتن به سلمانی به وجود امد. این طور که گفته اند یکی ازاژدهاهای بزرگ به سلمانی رفته و ازسلمانی خواسته سرشو بزند و سلمانی نیز که تا کنون مشتری اژدها نداشته واقعا سر او را از بیخ جدا کرده اما در کمال تعجب مشاهده کرد علاوه بر سر قبلی ، سر دیگری نیز به وجود امده که جمع انها را به ۲ سر رسانده است. مردم سری که منش و اخلاقش نسبت به قبل تغییر نکرده بود سر راستی و سر جدید را سر چپی نامیدند. البته این ابتدای ماجرا بود. از ان روز به بعد اختلاف نظرها به وجود امد. سر راستی میخواست مثل اژدها های سنتی عمل کند ولی سر چپی دوست داشت با زمانه پیش برود و کاری کند دیگران فقط به خاطر بزرگی انها دوستشان نداشته باشند . بحث ها و گاز گرفتن ها شروع شدو مردم عادی نیز از داد وفریادهای انها عاص شده بودند . تا این که سر راستی فکری به ذهنش رسید و دوباره به سلمانی رفت و دوباره قضایا تکرار شد وجمع سرها به ۳ رسید. مردم نمیدانستند به سر سوم چی بگویند. چون دائم از پشت سر چپی نزدیک سر راستی میامد در حالی که سر کناری چپی است. دیگر سرراستی که امارش به خاطر داد وفریادها خراب شده بود ساکت شده بود و سر جدید کارهایش را انجام میداد. با یه سری اواز های خوشگل همه را فریب داد تا به او احترام بگذارن اما بعد با اتشش همه را کباب کرد اونم چه کبابی!!! الان همه منتظر هستند سر سمت چپی نیز به سلمانی برود یا یه فکری برای سر های دیگر بکند . ای بابا چه قدر سرها زیاد شده؟!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 17:55 توسط بنی
|
|
||