تبليغاتX
نیو ساید - یه نوشته که شاید شعرم باشه
نیوساید
گربه نرسیاه کوچه ما مرده
بر سر در خانه موش ها نوار عزا بسته اند
ماده گربه ها از ترس بیوه شدن گریانند
پسر بچه ها دمپایی به دست، حیرانند
از صدای میو میو گربه سیاه خبری نیست
همه غم زده اند،حتی قصاب سر کوچه
که برگریزان را مینگرد
ولی یک نفر خزان به او نرسیده
او..............منم
یادت میاید
دو توله خرگوش من را
پیش از ان که هویج عمرشان را بخورند
خنجر بر گردن ان ها گذاشتی
هنوز پر های کفترم روی لبانت مانده
و رشته های بدنت
که نفس را از من برید
حال که میگوید نباید بخندم
من بر مرگت قه قهه میزنم
و گریه میکنم ،که چرا زودتر زیرت نکردم
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 23:23  توسط بنی  |