تبليغاتX
نیو ساید - یک سال قبل(شروع بحران)
نیوساید

سال قبل:

دنیا دروغ گوست.

 آن قدر بی رحم هستم که می توانم هر کسی را نابود کنم.

قلبم ملودی راک میزند ؛ خشم گیتار بیس است و ضربات مشت جازو دندان قروچه ام حکم گیتار ملودی را دارد.

کسانی که خواهم کشت تشویق کنندگان سابقم هستند.

اعتماد ندارم، اعتمادم مرده.

باید بدوم ، باز هم بدوم ، آن قدر سریع که سایه ام عقب بماند. از همه دور شوم، حتی از خودم.

بروم تا ابد ، تا نیستی ، تا فنا.

آب  ،هر چه را  تصویر داشته باشد ؛ نمی خواهم.

سابق تو را می خواستم اما اکنون تو را نیز نمی خواهم.

ساعت دوست داشتن کم است ولی عمر کینه فراوان، تنهایی در بیابان را دوست دارم.

گریه در مستی را میخواهم.

امیدوارم غروب هیچ وقت به پایان نرسد تا غم در اوج ، همیشه باقی بماند.

زمانی از شادی نیرو میگرفتم ولی حال از خشم ، غم و کینه.

به من نشان بده ؟

هر چیزی غیر از آواز های خوش.

دیگر سخت انسان میبینم ، حیوان ها زیبا و مهربانند.

از زمین بدم می آید ، از جایی که ادمیزاد در ان پا نهاده است.

خدا اخر چرا؟

بر من چه سودی داشت به جز ثانیه ها.

تو را هم نمی خواهم ، هیچ چیز به غیر از نیستی.

برای همه آرزوی مرگ دارم ولی در جای خود نشسته ام.

زیرا جرات  هم نمی خواهم ، فقط در درون خود غوقا به پا می کنم و آرزوی نابودی در سر میپرورانم.

به امید نیستی.

اکنون:

هنوز دنیا دروغ گوست ولی من پیر شده ام و طاقت استرس و هیجان ندارم ، دکتر گفته برام خوب نیست.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:42  توسط بنی  |