|
|
|
|
|
سلام ميدونين چي خيلي بده؟ ولنتاين برسه آدم كسي را نداشته باشه باش بره بيرون !!! خوشبختانه از موقعي كه اين روز را شناختم به اين بلا دچار نشدم. 25 بهمن روز عشق. روزي كه عشق در آن آفريده شد يا كشف ؟ حكايت هاي مختلفي در مورد روز ولنتاين وجود دارد كه من با گشتي در سايت هاي مختلف آن ماجراهايي كه جالب بوده جمع آوري كردم تا شما هم مثل من بيشتر در مورد اين روز زيبا بدانيد اين روز از دوره امپراطوري يونانيان به شهرت رسيد.در يونان باستان روز 14 فوريه به روز جونز معروف بود. جونز پادشاه همه بت ها و اله ها بود. او همچنين مشهور به خداي همه الهه ها و زنان و ازدواج ها معروف بود.در روز 15 فوريه نيز جشن lupercalia برگزار مي شد، در اين روز دختران جوان نام خود را روي كاغذ نوشته در بطريهايي مي گذاشتند و به آب مي انداختند، در طرف ديگر رودخانه پسران جوان در انتظار مي ايستادند و هر يك بطريي را از آب مي گرفتند و تا شب 15 فوريه را با دختري كه اسم او رااز آب گرفته بودند در جشن شركت مي كردند؛ گاهي هم اين آشنايي ها به ازدواج مي انجاميد. يونان در دوران امپراطوري كلادسيوس روم سراسر آشوب و خون ريزي بود و او هميشه در پيدا كردن سرباز براي ارتش خود مشكل داشت و اين كمبود سرباز را ناشي از سستي مردها در ترك عشق خود مي دانست، پس همه نامزدي ها و ازدواج ها را لغو اعلام كرد، اين ميان والنتين مقدس، كشيش مهرباني كه در روم زندگي مي كرد به همراه ماريوس مقدس عزم خود راجزم كردند تا زوج هاي جوان را به طور سري به عقد هم درآورند: سپس با خبر شدن پادشاه از اين قضيه براي سر والنتين مقدس جايزه تعيين شد تا اينكه سرانجام او در روز 14 فوريه سال 269 قبل از ميلاد به قتل رسيد. نظرات متفاوتي درباره تاريخچه ولنتاين وجود دارد. بعضي عقيد دارند كه اين رو زبه والنتين مقدس، مربوط مي شود. بر طبق افسانه ها والنتين مقدس يك متن خداحافظي هم براي دختر زندان بان كه تنها دوست او بودنوشته آن را اينطور به پايان رسانده است: «از طرف ولنتاين تو» بر طبق افسانه اي ديگر، والنتين يك كشيش بوده كه در طول امپراطوري كلاديوس در معبد زندگي مي كرده است.... در 496 بعد از ميلاد، پاپ جلاسيوس 14 فوريه را به افتخار او روز ولنتاين ناميد. از سالها قبل روز 14 فوريه كساني كه يكديگر را دوست داشته اند براي هم هدايايي ساده اي چون گل مي فرستادند. در آمريكا خانم «استرهولند» به خاطر فرستادن اولين كارت هاي ولنتاين به شهرت رسيده است. داستان ولنتاين مقدس: والنتين در قرن اول ميلادي (بنا به رواياتي قرن سوم) در روم زندگي مي كرد. در آن زمان روم تحت سلطه كلادسيوس بود. او يك پادشاه جنجگو بود كه دوست داشت سربازان براي حضور سپاهش داوطلب شوند ولي مردها نمي خواستند بجگند، همانطور كه گفته شد والنتين كه در آن زمان يك كشيش بود با او به مبارزه برخاست و وقتي زنداني شد بسياري از كساني كه او آنها را به عقد هم در آورده بود به ديدنش رفتند. آنها گل و نامه هاي محبت آميز خود را از دريچه هاي ديوار به خانه زندان پرتاب مي كردند. يكي از ملاقات كنندگان او دختر زندان بان بود، روزها به ديدارش مي آمد و چند ساعتي با هم صحبت مي كردند روزي كه قرار بود والنتين كشته شود نامه اي براي تشكر از دوستي و وفاداري اش براي او نوشت كه با جمله “Love from your valentine” خاتمه مي يافت. در نقاط مختلف دنيا در اين روز مراسم مختلفي برگزار مي شود كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد: - در انگلستان كودكان به شيوه بزرگسالان لباس مي پوشيدند و مي خواندند: صبحت بخير، ولنتاين قفل هايت را مثل قفل هاي من باز كن دوتا وسوي بعد از آن صبحت بخير ولنتاين - در ولز در روز 14 فوريه مردم به هم قاشق هاي چوبي هديه مي كنند كه روي آنها را با قلب و كليد تزيين كرده اند اين اشياي تزئيني به اين معناست كه «عشق من، تو قفل قلب مرا باز كردي» در قرون گذشته در اين روز مردي كه دختري را دوست داشته برايش لباس هديه مي فرستاده اگر دختر هديه را مي پذيرفته به معناي پذيرفتن خواستگاري او بوده است. - بعضي مردم عقيده دارند اگر در روز ولنتاين يك سينه سرخ بالاي سر دختري پرواز كند به معني اين است كه او با يك دريا نورد ازدواج خواهد كرد. اگر يك گنجشك ببيند يعني شوهرش فقير ولي بسيار خوش اخلاق است و اگر يك سهره ببيند به معناي ازدواج با يك مرد ميليونر خواهد بود. افسانه ديگري مي گويد اگر يك دختر يك سيب را از دم گرفته بچرخاند ودر همين حال نام 5 پسر مورد علاقه اش را به زبان بياورد با پسري ازدواج خواهد كرد كه در زمان ايستادن سيب نامش در زبان او بوده است و اگر همين سيب را از وسط بدو نيم كند تعداد تخمه هاي سيب تعداد فرزندان او خواهد بود . اين داستان ها همه خيلي جالب بودن ولي مهم داستان ها نيستن بلكه اين روزي كه عشق ها و دوستي ها دوباره متولد ميشن مهم است. به اميد روزي كه همه همديگر را دوست داشته باشند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 13:58 توسط بنی
|
|
||
|
|
|
|
|
1 - بدون اون زندگي سخته؟ 1 - خدا 2 - دوست 3 - پدر ومادر 4 - هيچ كدام 2 - چه كسي را خيلي دوست داريد بزنيد؟ 1 - پسر يا دختر همسايه 2 - استاد يا معلم 3 - گربه ولگرد 4 - برادر دوست دخترتان 3 - چه كسي را ميخواهيد ببوسيد ؟ 1 - پسر يا دختر همسايه 2 - خانوم معلم دوران دبستان 3 - ايكس 4 - انجلينا جولي 4 - ديوانه ترين فردي كه شناختيد؟ 1 - اون 2 - اين 3 - تو 4 - بهنام 5 - موذي ترين موجود عالم ؟ 1 - كوچكترين خواهر يا برادر خود 2 - خواهر يا برادر دوست پسر يا دوست دخترتان 3 - پويا 4 - موش 6 - الافترين آدم؟ 1 - تو 2 - اون 3 - ما 4 - من لطفا دوستان عزيز جواب سوال هايي را كه طرح كردم به ترتيب در نظرات بدن. پيشاپيش از جواباتون ممنونم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 16:41 توسط بنی
|
|
||
|
|
|
|
|
هيچ وقت نمتونستم ذهنم را خيلي خالي كنم چون ديگر هيچ چيزي درونش نمي ماند كه در موردش فكر كنم. كي گفته زندگي زيباست؟ زندگي كثيفترين كلمه و زندگاني كردن كثيفترين كاري است كه بشرميتواند انجام دهد. جديدا براي صدمين بار داشتم كتاب كوري ژوزه ساراما گو ميخوندم. به نظر من اين قوه تخيل نويسنده نبوده بلكه واقع گرايي بيش از اندازه اون باعث خلق همچين اثري شده. ما همه كوريم يا خودمون ميزنيم به كوري!!! اگه بينا بوديم با اين همه گندي كه به اين دنيا زدن به وسيله تيغ خودمون خلاص ميكرديم. دنيا، قاره،خاور ميانه ، كشورها و.... . همه اين تقسيمات يك سري خط كشي هاي مزخرف هستن براي دامن زدن به آتش جنگ ها و فتنه ها. كشور چيست؟ تعصب قومي؟ نژاد؟ رنگ پوست؟ همه اين ها ظاهرن . كاش مردم را بر اثر با طنشون تقسيم ميكردن! البته اين كار مي خوان درقيامت انجام بدن!!! خدا هم خوب ما را فيلم كرده،فيلمي كه تا قيامت كات نمي خورد وخدا تا ابد مشغول فرني خوردن و نگاه كردن به ماست . بدبخت جبرئيل كه بايد براي خدا فرني درست كند. حتما تا حالا فكر كردين من يك كمونيست دو آتيشم نه اشتباه كردين مگر همه آزاد انديش ها بايد ماركسيسم دوست باشن! كتاب مقدس من افكارم هستن كه به ذهن خودم وحي ميشن در واقع هر كس پيامبري است كه بر خودش رسالت دارد البته بستگي به اين دارد كه پيامبر دروني خودمان را چگونه كشف كنيم. نوري روشن كه حقيقت واقعي و جوهره زندگي است و قابليت تبديل شدن به هر چيز خوب ياخبيثي را دارد ميتواند جان هزاران نفر را بگيرد يا نجات دهد. اين پيامبر زندگي است. خيلي دوست داشتم مثل دوران كودكيهمه چيز راساده بگيرم ولي زندگي ديگر من را بچه حساب نميكند و با من مثل يه آدم بزرگ رفتار ميكند. كاش اين طور نبود؟! ميگويند مسيح براي پاكي همه مردم عذاب و سختي كشيد حساب كنيد اگر او اين كار را نميكرد جامعه چه قدر مي توانست از اين افتضاح تر باشد . واسه همينه ميگم : دلم ميخواد يه چيز تازه تر نه قطع درخت با صداي تبر. اميدوارم نور زندگي خود را پيدا كنيد . تا بعد باي |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 13:27 توسط بنی
|
|
||