|
|
|
|
|
سلام این روزا یه جوریه آدم دلش میگیره. همه دوستات رفتن مسافرت ولی تو هنوز تو این اهواز داغ موندی!!! حالا واسه چی؟ واسه همون پروژه لعنتی که میخوام صد سال سیاه نمره شو نگیرم. باید 30 تیر بیست تا plan تحویل استاد بدم. آخه خدا! دردمو به کی بگم. بد جوری تو مخمصه قرار گرفتم هم مادی هم روحی......................... نیوساید هم شده مثل شهر مردگان پرنده توش پر نمیزنه اگه هم بزنه با تفنگ بادی میندازنش پایین!!! راستی میگن سینما نیوساید فیلم زیر دخت هلو رو اورده ولی منو که تنها راه نمیدن!!! اخ ! روزگار. وقتی ادم تو خونه خودش راحت نباشه دیگه کجا میتونه راحت باشه! هر ان ممکنه با یکی دعوات بشه! اگه بگم سر شرت زیر هم تو خونه دعوام شده خنده تون میگیره!!! ولی واقعا شده. من همیشه فکر میکردم منم مثل همه هستم. ولی بعد متوجه شدم این طور نیست! من خیلی عجیب فکر میکنم اون قدر عجیب که کف میکنید ! تا حالا شده وسط امتحان ریاضی و مقدمات آمار بری تو رویا !!! من رفتم و امتحانمو هم ریدم. بعد برای این که مخ استاد بزنم بش گفتم چون تو هفته اخیر پدر و مادرم از هم طلاق گرفتن تمرکز فکری نداشتم که بشینم درس بخونم!!! اونم بم گفت الان تمرکز فکری ندارم به مشکلات تو فکر کنم الان فقط میتونم مشکلات خودمو حل کنم!!! هیشکی منو دوست نداره. امروز صبح ساعت 6 (6 صبح بیدار شدن تو تابستون یعنی فاجعه!!!) بابام چت کرد بریم ازمایش خون بدیم اونم چه چتی بابا بی خیال بابا من خوبم حرف خودشو میزد میگفت باید معاینه کامل بشی . اخرش رفتیم بیمارستان، تو اتاق دکتر یک انگی بم زد که تا عمر دارم فراموش نمیکنم . گفت خانم دکتر میخوام مطمئن شم بچه ام معتاد نیست. پسر یک سال خونه دانشجویی ببین چه بد بینی درست میکنه. قبلا حتی تهمت قلیون هم به ام نمیزد ولی حالا............ همون جا از اتاق دکتر زدم بیرون یه راست اومدم خونه فکر نکنم حالا حالا ها با بابام صحبت کنم، اثرات پدر بد بین یعنی همین!!! حالا هم دیگه خسته شدم تا بعد کل بروبچ بای. میبینمتون. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 2:28 توسط بنی
|
|
||
|
|
|
|
|
وای خدا
چه قدر دلم برای زیدان سوخت. اصلا حق ایتالیا نبود قهرمان بشه. من به عنوان یک طرفدار اصیل تیم هلند باید بگم ایتالیا خیلی کثیف بازی کرد. دقیقا مثل یک موش کثیف واسشون خیلی متاسفم از هر کارشناسی بپرسی میگه حق فرانسه بود ببره. بدبخت زیدانم فحش خورد که ضربه زد که صد البته ضربه زیدانم مورد تایید نیست ولی بازیکن ایتالیا هم حقش بود . تا بعد بای
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 0:49 توسط بنی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر و بچ . بعد از مدت ها دوباره اومدم. اون زمان که من زده بودم تو کار وب نیوساید وب نیوسایدی غیر از مال من وجود خارجی نداشت. اون موقع تازه یه جایی خونده بودم که یه سایتی به نام بلاگ فا باز شده . سریع رفتم نیوساید و نیوسایت رو ساختم. اگر تاریخ ارشیوم را نگاه کنید میفهمید . خوب این ها رو واسه چی گفتم. الان که داشتم تو گوگل سرچ میکردن یه عالمه وبلاگ نیوسایدی دیدم . واقعا کف کردم.گفتم پسر نگاه کن کلاه تو نگیری کلات پس معرکه است. پس به زودی منتظر یه پوست اندازی خفن توی این وبلاگ باشین. البته از نوع نوستالوژیکش. الانم بهترین موقع است چون امتحان ها ترمم تموم شده و میتونم بترکونم. این شعر رپ که مال خودمه پیشاپیش داشته باشین تا پوست وبلاگ کامل بیفته!!! افتاب اینجا تیزه سرم الان گیجه اون داره میمیره چون داره از پیشت میره معطل نکن بگیر دستشو ببوس لبشو حالا بدون مال تو بهترین این ارزو هست قشنگترین مثل قصه فرهاد و شیرین که تیشه زد بر سر خاک بر سر اشتباه هست همین اما من توهم میزنم قرص ۴ و ۵ تا تو رگ میزنم تا بشم نئشه مشکلم از هم واشه یا بکشم ماشه تا کله پا شم اون پاشه بیاد گریه کنه روی نشم این طور فرو کش میکنه خشمم بچه ها بقیه شو حال ندارم بنوسم .شرمنه تا بعد. راستی خبر دارین پ-پ که نسبت به بنده لطف داشتن ماشینشو چپ کرده!!! بروبچ میگن کله اش به سنگ خورده ادم شده!!! تا ببینیم. تا بعد بای. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 1:21 توسط بنی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
امروز یکی از شعرام میزارو تو وبلاگ. امیدوارم در موردش نظر بدین.
گربه نر سياه کوچه ما مرده پایان بابای |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 18:35 توسط بنی
|
|
||