|
|
|
|
|
اگر تو را به جوايز نفيس بهشتی بشارت نمی دادند
و اگر تو را از سيخ داغ و سرب گداخته نمی ترساندند اگر روی زمين رهايت می کردند؛ آزاد آزاد؛ به حال خودت؛ و تو را می گفتند هر کاری خواستی بکن ! نه عذاب می دهيم . نه جايزه ات. در آن احوال از ميان : دروغ و نيرنگ و تهمت و دزدی و نا جوانمردی و ... و صداقت و راستی و شرف و انسانيت و ايثارو جوانمردی و.... کدام را انتخاب می کنی؟؟ اون وقت شیطان کارش خیلی راحت میشد!!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1383ساعت 14:6 توسط بنی
|
|
||
|
|
|
|
|
همیشه ممکن مشکلی برای شما بیاد و شما با خودتون بگید چرا میون این همه آدم من!!!
چرا این طور نمیگید که خدا بین من و این همه آدم تفاوت قائل میشه و من رو بیشتر دوست داره که بین من و بقیه فرقی گذاشته! شما بیماری قلب دارین حتماً خدا شما را بیشتر از بقیه دوست داره و میخواد شما رو زودتر از بقیه پیش خودش ببرد. شما از بین هر ۱۰۰۰۰۰۰۰ که ۵۰ سال یه بار یکیشون پارکینسون میگیره چرا شما؟ چرا اون کسی که شما خیلی دوستش دارین باید کس دیگری را دوست داشته باشه ،چرا باید صورت شما چرب باشه،چرا باید یک نفر یتیم باشه و یه نفر دیگه غزق نعمت و پول، اون قدر داره که توشون خفه میشه!!! یعنی خدا مثل مهره های شطرنج با ما بازی میکند و یک روح و شخصیت از قبل تعیین شده به ما میدهد یا با حوادثی که در مقابل ما میگذارد اون رو میسازه یاهمه چیز تو دستان خودمون . شایدم اصلاً خدایی وجود نداره و همه این ها یک بازیه مثل ماتریکس ولی عجب گرافیکی داره این بازیه. بالاخره هر چیزی که هست امیدوارم روزگار با من خوب تا کنه انشاالااله البته در صورتی که خدا وجود داشته باشه و ما باز برای خود بت نساخته باشیم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1383ساعت 13:49 توسط بنی
|
|
||
|
|
|
|
|
من از این زندگی خسته شدم آخر یکی از این روزا کار خودم تموم میکنم با هر وسیله ای که شده حتی با دستای خودم.
زندگی که توش لذت نیست زندگی نیست ، زندگی نیست. زندگی که توش آدما به احساسات همدیگه تف میکنن و در مقابل یه نمه ابراز احساسات تو رو غرق فحش میکنن زندگی نیست، این زهر مار این زندگی سگی آاووووووووه . ولی من راهم پیدا کردم،من اون نیمه گمشده ام رو که منو کامل میکنه پیدا کردم. من اون سارا رو پیدا کردم که به من زندگی میبخشه پیدا کردم. امیدوارم همه ساراهای زندگیشونو پیدا کنند. تا برنامه بعد بابای |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 23:55 توسط بنی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام عزیزان ببخشید یه مدتی به وبلاگم نرسیدم ولی قول میدم از این به بعد بیشتر بش برسم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 23:32 توسط بنی
|
|
||